تبلیغات
vo♥o♥o♥o♥olleylo♥o♥o♥o♥ove - از راه دووووووووور آمدم با دست پرررر آمدم...خسته نباشم
vo♥o♥o♥o♥olleylo♥o♥o♥o♥ove
عشق فقط عشق والی

اول یه سلام گنده

سلام

اول بگم.........چهارشنبه ینی 24ام

ابان تفلدم بود......................مرسی از مرضیه جونم که تووبش تولدمه تبریک گفته بود

دوم اینکه مامانم برای تولدم قول داد منو ببره ورزشگاه.....ماهم با چندی از دوستان سوار ماشین شدیم توی تگرگ  و طوفان و بارووووووووووووووون رهسپار ورزشگاه انقلاب شدیم برای تماشای بازی شهرداری و سایپا..............نیم ساعت قبل بازی رسیدیم......از پله ها که بالا رفتم سرمو که بلند کردم دیدم سعید معروف جلومه........بعد وایسادیم به صورت چش تو چش یک دقیقه ی کامل به هم نگاه کردیم...........من اولش حسااااابی متعجب بودم که چرا اینجوری نگاه میکنه.....بعدش خجالت کشیدم سرمو انداختم پایین نشستم ردیف اول....واین از همه بیشتر جلب توجه کرد ودوباره برگشت نگام کرد چونکه ردیف اول خاالی بود.....مهتا هم (زن بابک جااااان)دوسه ردیف بالاتر ما نشسته بود...........حساااابی از حظورشون مستفیض شدیم............البته یک آن نزدیک بود برم فکشو بیارم پایین ولی دیدم گناه داره از خیرش گذشتم

خب بعد شروع کردن به تمرین کردن و گرم کردن...........اوووووخی سعید همش میرف دنبال توپ......آخه دایی وحید اسپکاش اینور اونور میرف بهمین دلیل.....!!!

بعدش کم کم اسامی بازیکنا و خوندن بعدشم مربیا و داورا و....بعد بازی شروووووووووع شد!!!!

 

اولین حاشیه ی بازی اولای ست دوم بود..............که با پرتاب یک عدد بطری گرام توسط تماشاچیای شهرداری به سمت زمین سایپا بود که منجر به قطع و وصل جریان بازی شد........

دومین وگنده ترین حاشیه ی بازی به هنگام قاطی کردن لیبروی شهرداری شیرکوند بود

این ماجرا ازونجایی شروع شد که یکی از بازیکنای سایپا اسپک زد و جا افتاد......داور گفت داخله زمین بود لیبرو چون رو نیمکت ذخیره بود و توپ جلوی پاش خورده بود....معتقد بود توپ بیرونه.....و ما یکهو نفهمیدیم که چیشد که لیبرو به صورت شتابان همچون یک گاو وحشی به سمت داور یورش برد و پای داور و کشید به سمت خودش

حالا سالن از تعجب یهو ساکت شد اونم داش دادو بیداد میکد همیکه پای داورو گرف داور بیچاره تعادلش و از دست داد و چون داش سقوط میکرد از چهارپایه بخ آنتن متوسل شد و به

انتن اویزوون شد........بعد هم بساط خودشو جمع کرد و قهر کرد رف..........(آخه خداییش هم خیلی کار زشتی کرد)

درهمین حین سعید پرید و دریک حرکت ناگهانی دهان لیبروی مذکور را گرف و از مکان جرم دور کرد بعد هم رف ته سالن یکم باهاش حرفید تا لیبرو آروم شد....بعد رف سراغ داور با علیرضا آویزون داور شدن که جان بچه ات بیا برگرد......

بعد هم دوباره رف سمت لیبرو از ته زمین اومدن و اومدن از جلوی ما رد شدن و رفتن بیرون.......خلاصه بعد از کلی مااااجرا و کش و واکش یهو سالن رف رو هوا با تشویق داور که :

داور دوست داریم ....................داور دوست داریم

بعد هم بجای تلخ خاطره ی بنده میرسیم.....وسط ست چهارم مامانم میگه پاشو بریم ماشین اومده میگم کجا بریم هنوز تموم نشده.........ازون اصرار از من انکار................منم نشستم سرجام و جم نخوردم.........اوناهم صبر کردن تا ست 4 تموم شد....اتفاقا ست چهارم بردیم ودر لحظه ی سرنوشت ساز بازی ینی اول ست 5 مامانم بصورت کشان کشان منو گرف بزور برد بیرون منو میگی بغض گلومو گرف از در که خارج شدیم هم شکست .............این بود خاطره ی 17 امین سال تولدم...........

حالا بریم سراغ پست طنزم

بازم من جرقه زدم....هی هی هی

حالا امروز میخوایم  حدس بزنیم که اگه والیبالیستا دچار رعب و وحشت و استرس و ازینجور چرت و پرتها شوند که میشوند چون که دامن گیر همه است چه واکنشی از خودشون نشون میدن؟؟؟؟؟

موسوی جاااااااان (سنجاب خواهر):آهنگ گوش میده....به هنگام خراب کردن پوئن ناشی از استرس در سرو کله ی مبارک کوبیده تا حدی که مصدوم شده و از زمین خارج شود....

میر معرووووووووووف:سریعا به نزدیک ترین مستراح مراجعه میکند

حمزه جاااااااااااااااااااااانم:از گردنبنداش خودشو آویزون میکنه ........ولی جدای شوخی اصن حمزه و ترس داریم؟؟؟؟نه داریم؟؟؟؟مردم داریم؟؟؟؟

ولاسکو آدامس میجود...برای کنترل اعصاب......چون آدامس هایش حکم خر خره ی بازیکنا رو داره....

نادی:نمیدونم چرا ولی کلا آدم ریلکسیه......چهارشنبه دعوا شده بود باآرامش کامل جع و آروم میکرد

غفور :ریزش ابرو میگیره

فرهاد قائمی:دست و پاشو فوت میکنه.....

رضا قرا :اونکه اوج استرسه.....به هنگام استرس گرفتم با دماغ عمل شده ی براقش ور میره

بابک با مهتا جونش حرف میزنه

مهدوی:میخنده..................بسکه این بشر سرخوشه........پاسور دومون دیوووونس جدی نگیرید.....البته شایدم خودشو باجغجغه ی گلبو سرگرم کنه تا شاید یادش براه.......وای فک کن مهدی وسط زمین جغجغه و پستونک بگیره دستش

آرش خان کشاورزی............زارت و زارت مصدوم میشه اصولا کاری جز مصدوم شدن بلد نیس

خب امیدوارم خوشتون اومده باشه....ببخشید اصلا وقت نداشتم خییلی هول هولی آپیدم

بچه ها عکسای خودم و با یه سری عکش=س دیگه گذاشتم تو ادامه مطلب

بچه ها سایتا ی آپلود داغون شده واستون آدرس گذاشتم

http://uplod.ir/ogudf0deoam3/22293723504959774800.jpg.htm

 

http://uplod.ir/p5qa8alm4d91/94050948440917561519.jpg.htm

 

http://uplod.ir/h1258n2qaag9/37486603358510608642.jpg.htm

 

http://uplod.ir/al9qh6x9ykb2/DSC00351.jpg.htm

 

http://uplod.ir/bn3jidkqfekk/DSC00352.jpg.htm

 

http://uplod.ir/7leqaz3nxfw8/DSC00353.jpg.htm

 

http://uplod.ir/wgodd1xf1swh/DSC00354.jpg.htm



ارسال توسط ♥pary♥
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin